Resizer 16942173681151

محمدرضا شمس در مورد تأثیر تحریم‌ها و تورم بر اقتصاد فرهنگی به خبرنگار پایگاه خبری پایروس گفت: «متأسفانه ما الان در دوران بدی به‌سر می‌بریم. به‌هرحال، تورم باعث شده خیلی از ناشران دست به ریسک نمی‌زنند، کار چاپ نمی‌کنند، کارها محدود شده است و به تبع آن تیراژها پایین است و شرایط مناسبی نیست. همه این‌ها می‌تواند، فرهنگ و اقتصاد فرهنگی را ضعیف کند.
این روزها صنعت نشر ما بیمار است و احتیاج به مداوا دارد. الان خیلی از جاها کار قبول نمی‌کنند، به‌خصوص کارهایی که تصویری است و هزینه بالایی را می‌طلبد، اصلاً پذیرشی وجود ندارد و متأشفانه باید گفت؛ برای این‌که این وضعیت اصلاح شود هم هیچ تلاشی نمی‌شود. یعنی انگار برای کسی مهم نیست و اراده‌ای برای بهبود وضعیت ندارند. در سال‌های قبل کارهای زیادی انجام می‌شد که در حال حاضر خبری از آنها نیست. مثلاً وزارت ارشاد کتاب از ناشران می‌خرید و…. این موضوع باعث شده که اکثر نویسندگان و تصویرگران دلسرد شده‌اند، خیلی‌ها دست از نوشتن برداشته‌اند و کار نمی‌کنند و به این ترتیب، به فرهنگ و ادبیات این مملکت لطمه می‌خورد و بیش از هر چیز مخاطب کارها یعنی کودکان و نوجوانان لطمه می‌بینند. اگر این گروه غذای فکری نداشته باشند چه‌طور می‌خواند رشد کنند. بنابراین، همۀ اینها دست‌به‌دست هم می‌دهد و یک وضع نابسامانی را رقم می‌زند.»
شمس به تعطیلی بسیاری از مجلات و کاهش شور و ضوق مطالعه در بین مردم اشاه کرده و افزود: «متأسفانه این روزها خیلی از مجلات تعطیل شده و بسیاری از مجلات به مجلات صوتی و مجازی تبدیل شده‌اند. یعنی لذت در دست گرفتن مجله و یا کتاب خیلی کم شده است. مثلاً من سال‌ها با مجلات مختلف کار کردم و خودم از کسانی بودم که در کودکی عاشق مجله بودم، هر هفته منتظر مجله مورد علاقه‌ام بودم و دو-سه ساعت قبل از این‌که مجله وارد کیوسک محله شود، می‌ایستادم تا مجله بیاید. الان مجلات همه از بین رفته‌اند و تعطیل شده‌اند. نشرهای خرده‌پا هم که نمی‌توانستند با نشرهای بزرگ رقابت کنند کاملاً ورشکست شده‌اند.»
شمس در خصوص توسعه شبکه‌های مجازی و آمار مطالعه با توجه به شرایط موجود گفت: « تا وقتی شما اینستاگرام، واتساپ و تلگرام دارید و تا زمانی که برنامه‌های مختلف گیم و بازی روی گوشی‌تان دارید کسی که کتاب‌خوان نبوده، این روزها و با توجه به شرایط موجود، این کار را انجام نمی‌دهد. کسی که کتاب‌خوان است خودش می‌داند که وقتی یک کتاب را دست می‌گیرد، چه لذتی دارد. این‌که به یک کتاب نگاه می‌کند، صفحات را ورق می‌زند، چقدر لذت دارد به همین دلیل موبایل و تلفن همراه نمی‌تواند جایگزین کتاب باشد. چون در حقیقت در گوشی شما انواع و اقسام، تبلیغات هست، می‌توانید خرید انجام بدهید، بازی دارید، با دوستان چت می‌کنید و… و از نفس مطالعه منحرف می‌شوید، اما کتاب فقط کتاب است.
شما یک کتاب را دست می‌گیرید و می‌خوانید. شما اکثراً در خلوت کتاب را مطالعه می‌کنید، حالا شاید یک زمانی در مترو یا تاکسی هم مطالعه کنید اما بیشتر زمان مطالعه در خلوت است و به‌تنهایی مطالعه می‌کنید، لذت می‌برید و همزمان با خواندن آن کتاب، اشک‌تان سرازیر می‌شود و یا خنده و قهقهۀ شما بلند می‌شود و…»
محمدرضا شمس لذت ورق زدم کتاب را بسیار ارزشمند دانست و تصریح کرد: «کسی که اهل مطالعه است کتاب برای او یک چیز گران‌بهاست و به کتاب عشق می‌ورزد. من وقتی کتاب را ورق می‌زنم کِیف می‌کنم. شما نمی‌توانید موبایل را ورق بزنید، نمی‌توانید در موبایل تصویر ببینید.
اگر همین طور پیش برود احتمالاً تصاویر هم حذف می‌شود و فقط متن ساده می‌آید. به نظر من آن لذت بصری دیگر از بین می‌رود. با از بین رفتن لذت هم مطمئناً علاقه از خواندن کم‌کم محو می‌شود و جای خود را به چیزهای دیگری می‌دهد.»
شمس به حفظ و چاپ فیزیکی کتاب اشاره کرد و افزود: «باید مراقب بود و تلاش کرد که تأثیر گرانی بر توسعه فرهنگی کم شود و کتابخوانی توسعه یابد. من برای این وضعیت متأسفم. اما از این‌که یک عده در موبایل می‌گردند و کتاب می‌خوانند، بد نیست. بله ما کتاب‌های صوتی داریم، در سایت‌های مختلفی مانند «طاقچه» کتاب‌های مختلفی هست که دوستان می‌توانند بروند و بخوانند و برای مطالعه هم فرصتی در نظر بگیرند.
با شرایط موجود، یاد فیلمی از «دوفو» می‌افتم که الان اسمش یادم نیست که کتاب‌سوزی می‌کردند و نمی‌گذاشتند کسی کتاب بخواند. کار به جایی رسید که اینها مجبور می‌شدند که کتاب‌ها را حفظ کنند یعنی همه را بخوانند و در ذهن خودشان حفظ کنند و بعدها دوباره در جایی اینها را تبدیل به کتاب کنند. من فکر می‌کنم اگر همینطور پیش رویم، خیلی‌ها باید کتاب‌ها را از حفظ کنند و برای بچه‌ها از حفظ کتاب بخوانند.»
محمدرضا شمس نجات فرهنگ و توسعه فرهنگی را وظیفه همگانی دانست و افزود: «متأسفانه اینها مواردی است که برای آنها برنامه‌ریزی وجود ندارد چرا که در واقع برای احیای نشر صنعت، احیای هنر و احیای فرهنگ ارادۀ ملی وجود ندارد همه بی‌خیال شده‌اند و هر کسی راه خودش را می‌رود، در حالی که نجات فرهنگ و توسعه فرهنگی وظیفه همگانی است.»