Resizer 16949269502831

پایگاه خبری پایروس، اقتصاد ایران ظرفیت لازم برای جهش های بزرگ را دارد. زمانی معاون وزیر امورخارجه بیل کلینتون می گفت :«ایران در آستانه یک جهش عظیم قرار گرفته است و باید مهار شود»
ایران کشوری است که یک درصد جمعیت جهان را دارد و ۸ درصد ذخایر معدنی دنیا را.

در بعد منابع انسانی هم جهش های ارزشمندی داشته است. این را رتبه ایران در المپیادهای علمی و تعداد دانش آموختگان تحصیلات تکمیلی می گوید.

اصلی ترین بخش مفقوده در ایجاد جهش اقتصادی، مدیریت توانمند است. اکنون به گواه نظرسنجی ها مافیایی ترین بخش کشور ، انتخاب مدیران است. مدیران محفلی که فاقد حتی تخصص هایی مثل تخصص گرایی و تقسیم کار هستند.

اگر موضوع مهم مدیریت و تربیت مدیر حل شود، موضوع مهم دیگر ساختار سازی است که نتیجه انتخاب مدیران کارآمد و کاربلد است. ما اکنون فاقد ساختار مناسب و مدیران توانمند هستیم. اگر این دو چالش حل شود مراحل زیر جهش و رونق را تسهیل خواهد کرد و رشد اقتصادی بالای ۸% دور از دسترس نیست.

یکم؛ اکنون یکی از اصلی ترین مشکلات اقتصاد ایران بحران ارزش افزوده صفر است. اکثر سرمایه گذاری ها در بازارهایی مثل طلا ، ارز ، مسکن سرمایه ایی، سپرده های بانکی ، طرح های نیمه تمام و …می باشد که با حجم عظیم و سرسام آور ، ارزش افزوده صفر را به اقتصاد ما تحمیل کرده اند.

دوم؛ دولت باید از دستکاری و کسب درآمد از نرخ ارزی دست بردارد. دستکاری عمدی نرخ ارز صادرات را تبدیل به غارت کرده و مردم بشدت تحت فشار قرار گرفته اند. دولت و صادر کنندگان نباید علیه مردم و کشور تبانی کنند.قیمتها باید تعادلی باشد و دولتها نباید بتوانند تعادل‌های اقتصادی را مصادره کنند و رانت درست کنند. باید سمت تعادل‌های اقتصادی داخلی، منطقه آیی و جهانی حرکت کرد.

سوم؛ مسکن یک نیاز ضروری است و در بهای تمام شده اکثر کالاها و خدمات نقش دارد. اگر «قانون بهای تمام شده» تصویب و اجرا شود اولا بیش از ۵۰ درصد قیمت مسکن کاهش خواهد یافت، در ثانی ما برای همیشه مشکلی بنام مسکن نخواهید داشت.

چهارم؛ بحران تورم پنجاه درصدی باعث شده است تمام فعالیتهای اقتصادی که کمتر از پنجاه درصد بازدهی دارند غیر اقتصادی شوند. سرمایه گذاران برای حفظ ارزش دارایی خود به بازارهایی روی آورده اند که ارزش افزوده صفر دارند. باید تمام چشمه های تولید تورم در اقتصاد کور شود. بخش بزرگی از تورم خودخواسته و حاصل جو روانی است.

پنجم باید استقلال بانک مرکزی به رسمیت شناخته شود. تولید نقدینگی که بیش از نود درصد آن توسط بانکها ایجاد می شود بدترین و بزرگترین دزدی است. عده آیی بدون هیچ فعالیتی فقط با افزایش نقدینگی دارایی مردم و کشور را از آن خود می کنند و باعث بی‌ارزش شدن پول و ملی و تورم می شوند.

ششم؛ تجدید ارزیابی دارایی های شرکتهای بورسی باید قانون و الزام شود. پیش بینی می شود بیش از ۶۰۰ هزار میلیارد تومان از سرمایه های کشور جذب بورس شود. قیمت کنونی سهام کمتر از ۱۰ درصد ارزش واقعی دارایی شرکتهای بورسی را شامل می شود.

هفتم؛ سهم نیروی کار از تولید باید به بالای ۲۵ درصد برسد و سهم هزینه‌های تامین مالی باید به زیر ۷ درصد برسد. اکنون اقتصاد ما با بحران هزینه فرصت مفتخوارگی پایین دچار شده است. مشارکت در سود بهره وری را بالا می برد.  نظام مالیاتی باید از اساس متحول شود و به ابزار قدرتمند هدایت اقتصاد تبدیل شود.

هشتم ؛ بساط قیمت گذاری دستوری و یارانه باید برچیده شود و صرفه اقتصادی هادی فعالیتهای اقتصادی شود.

نهم ؛ دولت باید حقوق طبیعی افراد را به رسمیت بشناسد و مکلف به تأمین نیازهای زیستی آحاد جامعه شود. فعالیتهای اقتصادی دولت باید محدود و فعالیتهای نظارتی آن گسترش یابد.

دهم؛ ما در همه‌ی بخش های قانون گرایی از تنظیم و تصویب گرفته تا نظارت و اجرا با مشکل مواجه هستیم . شفافیت باید بجز در موارد امنیتی و نظامی الزام قانونی شود. قانون جرم سیاسی باید بازتعریف شود.

✍مجید گودرزی